بیان مسئله: در نگرش مولوی به حواس پنجگانۀ ظاهری آدمی، حس شنوایی جایگاهی ممتاز و برتر دارد؛ بنابراین مولوی با توجه به ساحت بیرونی انسان و با نگرش فیزیولوژیک، حس شنوایی را نخستین و مهمترین حس فعال انسان برای ادراک دنیای محسوسات میداند. این حس در پیوند با دل و درون آدمی، زمینههای تکامل حقیقی انسان را با شنیدن سخنان بزرگان فراهم میآورد. ازسوی دیگر با توجه به ساحت درونی انسان و با نگرش معرفتشناسانه، گوش باطنی را از مراتب وجودی و روحی آدمی میداند که دراثر رفع حجابها، موجب درک و فهم سخن و صدای جماد و نبات و عالم عرش و فرش میشود.روش: این مقاله به روش تحلیلی به واکاوی نگرش مولوی دربارۀ حس شنوایی در ساختمان آفرینش آدمی میپردازد.یافته ها و نتایج: مولوی بر آن است که انسانها، ضمن بهرهگیری از حس شنوایی برای ارتباط با دنیای بیرون، باید تاحدّ امکان بکوشند تا مرتبۀ حس شنوایی ظاهری را به مرتبۀ شنوایی باطنی برسانند و آن را تکامل بخشند تا از صوت عالم بالا و ذوق و وجد روحانی حاصل از آن بهرهمند شوند؛ نیز ازپی آن به صدا و آواز حق برسند (گفت پیغمبر که آواز خدا/ میرسد در گوش من همچون صدا).